به گزارش سینماتک، ناتان فیلدر و لنس اوپنهایم، سازندگان مستند You Can See Everything، در گفتوگویی در جشنواره فیلم ساوانا درباره تجربه چندساله ساخت این اثر، پیچشهای غیرمنتظره داستان و واکنش تماشاگران صحبت کردند. این مستند که زندگی الیزابت هولمز، بنیانگذار شرکت ترانوس، را در روزهای پیش از آغاز دوران محکومیت زندانش دنبال میکند، با ترکیب دسترسی کمسابقه به سوژه، موقعیتهای عجیب و تصمیمهای روایی غیرمعمول، توجه زیادی به خود جلب کرده است.
فیلدر، کمدین و سازنده مجموعه The Rehearsal، و اوپنهایم، کارگردان مستند Primetime، در نشست پرسشوپاسخ جشنواره فیلم ساوانا در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ درباره روند فیلمبرداری، حضور فیلدر مقابل دوربین و تصمیم به ادامه روایت پس از قطع دسترسی به هولمز توضیح دادند.
وقتی فیلمساز از پشت دوربین وارد ماجرا میشود
اوپنهایم گفت در ابتدای پروژه قرار نبود فیلدر جلوی دوربین ظاهر شود. قرار بود دوربین زندگی هولمز و همسرش، بیلی ایوانز، را دنبال کند؛ اما آن دو مرتب با فیلدر صحبت میکردند و از او سؤال میپرسیدند. در نهایت، یکی از فیلمبرداران دوربین را به سمت فیلدر چرخاند و حضور او در قاب به بخشی از روایت تبدیل شد.
به گفته اوپنهایم، حضور فیلدر میتوانست به ابزاری برای بررسی فاصله میان واقعیت مشترک گروه فیلمسازی و تصویری تبدیل شود که هولمز از زندگی خود ارائه میکرد. فیلدر نیز توضیح داد که در چنین مستندی، واکنش چهره افراد پیش از پاسخ دادن به یک سؤال اهمیت زیادی دارد؛ زیرا گاهی همان لحظههای غیرکلامی اطلاعاتی به دست میدهند که در پاسخهای بعدی دیده نمیشوند.
گروه فیلمسازی در ابتدا هفت نفر بود، اما برای ثبت جزئیات بیشتر، روش کار خود را تغییر داد. آنها از چند دوربین، نماهای باز و لنزهای زوم استفاده کردند تا همزمان بتوانند فضای خانه و واکنشهای ظریف افراد را ثبت کنند. گاهی نیز پیش از بیدار شدن اعضای خانواده به خانه میرفتند و دوربینها را آماده میکردند تا گفتوگوهای پیش از فیلمبرداری رسمی از دست نرود.
رفتارهایی که حتی برای سازندگان هم قابل توضیح نبود
فیلدر گفت هنگام حضور مداوم در خانه هولمز و ایوانز، اتفاقهای زیادی رخ میداد که در لحظه معنای روشنی نداشتند. بعضی از این صحنهها پس از بازبینی تصاویر در مرحله تدوین دوباره توجه آنها را جلب کرد. او تأکید کرد که وظیفه گروه، ثبت اتفاقها بود، نه ساختن موقعیتهایی برای وادار کردن سوژهها به واکنش خاص.
یکی از بخشهایی که سازندگان درباره آن صحبت کردند، صحنه عجیب «چه کسی در خط اول است؟» بود؛ لحظهای که برای گروه فیلمسازی نیز پرسشبرانگیز باقی ماند. اوپنهایم گفت در طول پروژه بارها درباره رفتار هولمز بحث کردهاند، اما هنوز نمیتوانند با اطمینان بگویند رفتارهای او کاملاً آگاهانه بوده یا بخشی از آن بدون آگاهی خودش اتفاق افتاده است.
اوپنهایم برداشت خود از فیلم را شبیه یک آزمون رورشاخ توصیف کرد؛ آزمونی که افراد در آن ممکن است بر اساس تجربهها و ذهنیت شخصی خود، تفسیرهای متفاوتی از یک تصویر داشته باشند. به باور او، واکنش تماشاگران به فیلم نیز همین ویژگی را دارد و هر مخاطب ممکن است جنبه متفاوتی از رفتارهای هولمز را برجسته کند.
فیلدر: بیرون از دنیای آنها، همهچیز متفاوت به نظر میرسد
فیلدر گفت زمانی که گروه برای مدت طولانی در کنار هولمز و ایوانز بود، در فضای ذهنی خاصی قرار گرفته بود و فرصت نداشت برداشتهای خود را با واکنشهای بیرونی مقایسه کند. پس از اکران فیلم و آغاز بحثهای عمومی، شنیدن دیدگاههای دیگران باعث شده است خودش نیز نکتههای تازهای درباره آنچه ثبت کردهاند ببیند.
او توضیح داد: «وقتی در حباب آنها هستید، ذهنیت متفاوتی دارید تا زمانی که از آن بیرون میآیید.» به گفته فیلدر، تماشاگران علاوه بر آنچه روی پرده میبینند، تجربهها و برداشتهای شخصی خود را نیز وارد تفسیر فیلم میکنند؛ به همین دلیل، رسیدن به یک نتیجه واحد درباره رفتارهای هولمز دشوار است.
سازندگان همچنین تأکید کردند که در طول فیلمبرداری بارها به هولمز و ایوانز گفته بودند اگر دیگر تمایلی به ادامه حضور گروه ندارند، میتوانند فیلمبرداری را متوقف کنند. فیلدر گفت برای آنها مهم بود که بدانند این خانواده همچنان با حضور دوربینها موافق است؛ بهویژه آنکه فیلم، ماه پایانی آزادی هولمز پیش از رفتن به زندان و زمانی حساس در زندگی خانوادگی او را ثبت میکرد.
چرا داستان پس از زندانی شدن هولمز ادامه پیدا کرد؟
بخش پایانی مستند به زمانی میپردازد که دسترسی سازندگان به هولمز محدود شد. اوپنهایم گفت آنها همچنان میخواستند بدانند سرنوشت فعالیتهای تجاری ایوانز چه میشود و برای دریافت اطلاعات بیشتر، تلاش کردند با افراد خارج از حلقه نزدیک این زوج گفتوگو کنند. با این حال، برخی از کسانی که با آنها تماس گرفتند، بهدلیل نگاه منفی خود به هولمز حاضر به مصاحبه نشدند.
این مسیر در نهایت آنها را به آماندا سایفرد رساند؛ بازیگری که برای ایفای نقش هولمز در مجموعه The Dropout جایزه امی گرفته بود. سایفرد ابتدا با دیدن تصاویر ضبطشده وارد ماجرا شد و سپس مشارکتش به بازآفرینی برخی صحنهها و گفتوگوهای مهم گسترش یافت.
فیلدر گفت بخش نخست فیلم با رفتن هولمز به زندان تا حدی کامل به نظر میرسید، اما روایت برای سازندگان هنوز تمام نشده بود؛ زیرا بخشی از برداشتها و گفتوگوهای آنها بر اتفاقهایی استوار بود که تماشاگران ندیده بودند. حضور سایفرد و بازآفرینی صحنهها کمک کرد بخشی از این اطلاعات وارد خود فیلم شود و مخاطب نیز بتواند مسیر فکری سازندگان را بهتر دنبال کند.
مستندی که پاسخ قطعی ارائه نمیکند
You Can See Everything بهجای ارائه یک تفسیر نهایی از شخصیت هولمز، مخاطب را با رفتارها و موقعیتهایی روبهرو میکند که میتوانند برداشتهای متفاوتی ایجاد کنند. فیلدر و اوپنهایم در نشست ساوانا گفتند واکنش تماشاگران همچنان به درک آنها از فیلم شکل میدهد و حتی پس از پایان تدوین نیز معنای برخی صحنهها برایشان قطعی نشده است.
این مستند محصول شرکت A24 است و در ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ اکران سینمایی خود را آغاز کرد. موفقیت گیشه و بحثهای گسترده پیرامون آن، جایگاه فیلم را فراتر از یک روایت معمول درباره رسوایی ترانوس برده است؛ اثری که علاوه بر زندگی هولمز، درباره دشواری تشخیص صداقت، تأثیر حضور دوربین و نقش مخاطب در تفسیر واقعیت نیز پرسشهایی مطرح میکند.

💬 دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.