به گزارش سینماتک، فیلم «کریسمس در خانواده کرینگلها» (Christmas at the Kringles)، ساخته کوین لوئیس، تلاش میکند با ترکیب کمدی سیاه، خشونت و عناصر وحشت، داستان خانوادهای را روایت کند که با همسایگانی عجیب و بیش از اندازه شیفته کریسمس روبهرو میشوند. بااینحال، تاد گیلکریست در نقد منتشرشده در مجله ورایتی در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶، این ترکیب ژانری را ناموفق ارزیابی میکند و معتقد است فیلم نه به کمدی خندهداری تبدیل میشود و نه وحشتی تأثیرگذار میآفریند.
حضور بازیگرانی چون ران لیوینگستون، ریچل بیلسون، توماس لنون، آردن مایرین، راب ریگل و دونالد فایسون میتوانست زمینه مناسبی برای خلق یک کمدی ترسناک سرگرمکننده فراهم کند. بااینحال، از نگاه منتقد ورایتی، فیلمنامه زک ایمبرونو، شخصیتپردازی کمعمق و ریتم نامنسجم مانع از آن شدهاند که ظرفیت بازیگران به نتیجهای رضایتبخش تبدیل شود.
داستان خانوادهای که کریسمس را تمام سال جشن میگیرند
ران لیوینگستون در نقش مارک سورسن، معاملهگر سهام و پدری گرفتار کار، ظاهر میشود که همراه همسرش جولی، با بازی ریچل بیلسون، و پسرشان بابی، با بازی جک جوکس، به شهری کوچک نقل مکان میکند. این جابهجایی تلاشی برای حفظ خانواده و ترمیم رابطه زناشویی است؛ رابطهای که زیر فشار مشغلههای کاری مارک آسیب دیده است.
خانواده سورسن درست یک هفته پیش از کریسمس به خانه جدیدشان میرسند و با همسایگان خود، نیک و کارول کرینگل، با بازی توماس لنون و آردن مایرین، آشنا میشوند. این خانواده تمام سال را در حال جشنگرفتن کریسمس هستند و شور و شوق ظاهریشان در ابتدا برای جولی و بابی جذاب به نظر میرسد. مارک نیز با وجود بدبینی اولیه، دعوت آنها برای شام شب کریسمس را میپذیرد.
اما دو ماه بعد، هنگامی که مارک همچنان بیش از خانوادهاش به کار اهمیت میدهد، ماجرا تغییر میکند. همسایهای به نام داریل، با بازی دونالد فایسون، به او هشدار میدهد که خانواده کرینگل آنقدرها هم بیخطر نیستند. مارک پس از آنکه نمیتواند وارد خانه همسایهها شود، برای نجات همسر و پسرش سراغ داریل و یک بابانوئل مرکز خرید، با بازی راب ریگل، میرود. آنها معتقدند کرینگلها افرادی خطرناکاند و قصد دارند خانواده سورسن را به دام بیندازند.
شخصیتهایی که عمق کافی ندارند
یکی از مهمترین انتقادهای گیلکریست به شخصیت مارک بازمیگردد. او مردی خسته، بدبین و بیش از اندازه درگیر کار است؛ شخصیتی که در بخش بزرگی از فیلم، همدلی تماشاگر را برنمیانگیزد. منتقد معتقد است تحول تدریجی مارک نیز آنقدر دیر و کمرنگ اتفاق میافتد که تلاش او برای نجات خانواده تأثیر عاطفی لازم را پیدا نمیکند.
در مقابل، جولی با بازی ریچل بیلسون، هرچند از نظر نویسندگی شخصیت کاملی نیست، در مقایسه با همسرش ظرافت بیشتری دارد. او به دنبال بازگرداندن صمیمیت به زندگی خانوادگی است و میخواهد برای پسرش محیطی شادتر فراهم کند؛ خواستهای که در تضاد با بیاعتنایی مارک قرار میگیرد.
توماس لنون و آردن مایرین نقش زوج کرینگل را با شور و اغراقی کمیک اجرا میکنند. آنها خانوادهای بهشدت مشتاق شادی و جشن نشان میدهند که رفتارهایشان بهتدریج حالتی افراطی و نگرانکننده پیدا میکند. بااینحال، به باور منتقد، این انرژی بازیگری هنگامی که داستان به سمت خطر و خشونت میرود، به تهدیدی واقعاً ترسناک تبدیل نمیشود.
راب ریگل نیز در نقش بابانوئلی که با شبکهای از همتایان خود برای مقابله با تهدیدها همکاری میکند، همان الگوی آشنای کمدی خود را تکرار میکند. در مقابل، دونالد فایسون در نقش داریل، با واکنشهای ناباورانه و زمانبندی کمیک خود، در بخش پایانی فیلم لحظاتی مؤثرتر میآفریند.
تقلید از فیلمسازان دیگر بدون نتیجهای تازه
گیلکریست معتقد است کوین لوئیس، کارگردان فیلم «سرزمین ویلی» (Willy’s Wonderland)، میکوشد با تدوین سریع و مونتاژهای پرشتاب، به فیلم انرژی بصری بدهد. برخی از این تمهیدها یادآور سبک ادگار رایت هستند، اما از نظر منتقد، استفاده از چنین شگردهایی بدون انسجام روایی و ایدهای مستقل، به خلق تجربهای سرگرمکننده منجر نمیشود.
حتی صحنه آغازین فیلم، که تعقیب یک زن و قاتلی با لباس بابانوئل را نشان میدهد، از نگاه منتقد در ایجاد تداوم بصری و جغرافیای روشن صحنهها مشکل دارد. این آشفتگی در ادامه نیز باقی میماند و اجازه نمیدهد ریتم فیلم بهتدریج تنش ایجاد کند.
از سوی دیگر، داستان پرسشهای متعددی مطرح میکند، بیآنکه پاسخهایی قانعکننده برای آنها داشته باشد. ماهیت واقعی کودکان خانواده کرینگل، ناتوانی همسایگان در جلب توجه پلیس به ناپدیدشدنهای مشکوک و حضور شخصیتی عجیب در خانه این خانواده، از جمله مواردی هستند که منتقد به آنها اشاره میکند. به باور او، روایت بهاندازهای آشفته است که این پرسشها بهجای ایجاد کنجکاوی، اهمیت خود را از دست میدهند.
کمدی و وحشت؛ دو هدفی که فیلم به آنها نمیرسد
ایده اصلی فیلم ظرفیت قابلتوجهی دارد: خانوادهای که شادی کریسمس را به شکلی وسواسگونه در تمام طول سال دنبال میکند، ممکن است پشت ظاهر دلپذیر خود نیتهای تاریکی پنهان کرده باشد. تضاد میان تزئینات رنگارنگ تعطیلات و خشونت، امکان ساخت یک کمدی ترسناک متفاوت را فراهم میکند.
اما از نظر گیلکریست، فیلم نمیتواند این تضاد را به تجربهای منسجم تبدیل کند. شوخیها اغلب بیاثرند، خشونت و تهدید بهاندازه کافی دلهرهآور نیستند و شخصیتها نیز انگیزههای عاطفی محکمی برای درگیرکردن تماشاگر ارائه نمیکنند. در نتیجه، حتی حضور بازیگران باتجربه کمدی هم نمیتواند ضعفهای فیلمنامه را جبران کند.
منتقد در جمعبندی، فیلم را به جعبهای کادوشده اما خالی تشبیه میکند؛ اثری که ظاهر پرزرقوبرق دارد، ولی درون آن چیزی برای غافلگیرکردن مخاطب پیدا نمیشود. به باور او، «کریسمس در خانواده کرینگلها» نه شادیای را که خانواده عنوان فیلم تبلیغ میکند منتقل میسازد و نه بهاندازه کافی سرگرمکننده است که ضعفهای خود را جبران کند.
زمان اکران و اطلاعات فیلم
«کریسمس در خانواده کرینگلها» محصول سال ۲۰۲۶ و ساخته کوین لوئیس است. فیلمنامه را زک ایمبرونو نوشته و بازیگرانی چون ران لیوینگستون، ریچل بیلسون، توماس لنون، آردن مایرین، راب ریگل، دونالد فایسون و دیوید وین در آن حضور دارند. طبق اطلاعات منتشرشده در منابع معرفی فیلم، اکران سینمایی آن در آمریکا برای ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است؛ زمانی نزدیک به هالووین که با فضای کریسمسی داستان تضاد جالبی ایجاد میکند.
این تاریخ و اطلاعات تولید، مشخصات فیلم هستند و نباید با ارزیابی منتقدانه ورایتی اشتباه گرفته شوند. نقد گیلکریست در نهایت بر این نکته تأکید دارد که ایده عجیب، بازیگران کمدی شناختهشده و خشونت تصویری بهتنهایی برای موفقیت یک کمدی ترسناک کافی نیستند؛ فیلمنامه باید بتواند میان خنده، ترس و احساس تعادل برقرار کند.

💬 دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.