
سریال نمایش خانگی «سرخ و سیاه» به کارگردانی آیدا پناهنده، دومین سریال او پس از مجموعهٔ «در انتهای شب»، از جمعه ۲۴ مهرماه با عنوان «جان شیفته» بهعنوان قسمت نخست بهصورت اختصاصی از پلتفرم فیلیمو منتشر شد. این مجموعه که پیشتر با نام «جادوی سفید» شناخته میشد، با روایتی در بستر دوران قاجار ساخته شده و پخش آن در دو فصل برنامهریزی شده است؛ فصل نخست ۶ قسمت دارد.

شروعی متفاوت و خونبار
به گزارش عصر ایران به قلم فرزانه متین، سریال از همان ابتدا با قصهای متفاوت و خونبار آغاز میشود. در چهار دقیقهٔ ابتدایی، طراحی صحنه، فیلمبرداری، تدوین حسابشده و میزانسنهای دقیق، مخاطب را به تماشای ادامهٔ داستان ترغیب میکند. روایت در دوران قاجار و همزمان با به توپ بستن مجلس در دورهٔ محمدعلیشاه شکل میگیرد. در این میان، با محبس زنان روبهرو میشویم؛ فضایی که از همان ابتدا تصویری از سرنوشت تلخ زنانی به دست میدهد که در مناسبات اجتماعی و سیاسی آن دوران، بیش از دیگران در معرض محدودیت و خشونت قرار داشتند.
پناهنده بهجای معرفی مستقیم شخصیتها و مناسبات میان آنها، از موقعیتهای تصویری و جزئیات رفتاری برای شکل دادن به فضای قصه استفاده میکند. این انتخاب باعث میشود مخاطب بهتدریج وارد جهان سریال شود و برای کشف روابط پنهان میان شخصیتها انگیزه پیدا کند.

نوروز و قصهٔ اصلی
در ادامه، با نوروز، با بازی علی شادمان، آشنا میشویم؛ جوانی که مشغول رنگرزی کاغذ برای نقش قالی است و قصهٔ اصلی حول زندگی و سرنوشت او شکل میگیرد. در قسمت نخست، نوروز را در حال آموزش خطاطی به فرزندان و خواهر حاکم شهر میبینیم. دیالوگهای ردوبدلشده میان نوروز و خواهر حاکم، در حالی که میان آنها پردهای فاصله انداخته است، حسابشده و دقیق به نظر میرسند. از لحن و شیوهٔ گفتوگوی خواهر حاکم میتوان دریافت که او به معلم خود علاقهمند شده است؛ علاقهای که هنوز مجال آشکار شدن نیافته و در همان محدودهٔ نگاهها و کلمات دختر باقی مانده است.
با ورود حاکم به محفل درس، روایت بهتدریج وارد مرحلهٔ تازهای میشود. پارسا پیروزفر با حضوری مقتدرانه، فضایی از ترس و سلطه ایجاد میکند و ورود او به صحنه، مناسبات میان شخصیتها را تحت تأثیر قرار میدهد.

کولیها؛ صدای فراموششدگان تاریخ
به گزارش عصر ایران، کولیها از گروههای اجتماعیای بودند که در دورههای مختلف تاریخی، از جمله دوران قاجار، اغلب در حاشیهٔ جامعه قرار داشتند و از برخورداری از جایگاه اجتماعی برابر محروم بودند. بسیاری از گروههای دورهگرد از شهری به شهر دیگر یا از روستایی به روستای دیگر میرفتند و با نوازندگی، خوانندگی، اجرای موسیقی و نمایشهای سرگرمکننده امرار معاش میکردند. این شیوهٔ زندگی در بسیاری از خانوادهها از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد. زنان کولی نیز در کنار مشارکت در فعالیتهای هنری و معیشتی خانواده، گاه به فالگیری میپرداختند؛ موضوعی که در سریال نیز به آن اشاره شده است.
آیدا پناهنده با توجه به این پیشینه، زمان قابلتوجهی را به کولیها اختصاص میدهد. نوروز با دیدن حرکات موزون یکی از زنان کولی، مجذوب او میشود و برق دلدادگی را میتوان در چشمانش دید. این صحنه از آن جهت اهمیت دارد که علاقهٔ نوروز به زنی از جهانی متفاوت، صرفاً به یک کشش ظاهری محدود نمیشود؛ بلکه او را با شیوهٔ دیگری از زندگی و با گروهی آشنا میکند که بیرون از نظم تثبیتشدهٔ جامعه قرار گرفتهاند.
در مقابل این لحظهٔ عاشقانه، خشونت قراولان قاجار و حمله به کولیها قرار دارد. پناهنده با کنار هم قرار دادن این دو موقعیت، تضاد میان شور زندگی و خشونت قدرت را برجسته میکند.

بازیهای چشمگیر
به گزارش عصر ایران، یکی از نکات مهم در قسمت نخست، بازیهای قوی، بهاندازه و بهجای بازیگران است. علی شادمان، با وجود جوانی، بازی پختهای ارائه میدهد. رأفت و مهربانی در چشمان او آشکار است و ریتم ادای دیالوگهایش نیز با روحیهٔ حساس شخصیت نوروز تناسب دارد.
رضا بهبودی در نقش برادر نوروز، بار دیگر توانایی خود را در شخصیتپردازی نشان میدهد. او با جزئیات رفتاری و شیوهٔ بیان خود، به شخصیت جان میبخشد؛ تا جایی که مخاطب احساس میکند با انسانی واقعی روبهروست، نه بازیگری که صرفاً دیالوگهای نوشتهشده را ادا میکند.
پارسا پیروزفر نیز با انتخاب نقشی تاریخی، حضوری تأثیرگذار دارد. او باید شخصیتی را به تصویر بکشد که قدرت برایش امری طبیعی و بدیهی است و دیگران ناچارند خود را با ارادهٔ او تطبیق دهند. نگاه نافذ، لحن محکم و شیوهٔ ادای دیالوگها، به شکلگیری این اقتدار کمک میکند. پیروزفر در قسمت نخست، بدون آنکه برای نشان دادن استبداد شخصیتش به حرکات اغراقآمیز متوسل شود، تصویری از حاکمی ارائه میدهد که حضورش بهتنهایی میتواند فضای یک جمع را تغییر دهد.
ندا جبرائیلی نیز با گریمی متفاوت و در عین حال دلنشین، در نقش زن کولی ظاهر میشود. او در این قسمت، با اتکا به حرکات بدن و حضور تصویری خود، به شخصیتش هویت میبخشد. پردیس پورعابدینی نیز به دلیل محدود بودن حضورش در قسمت نخست، هنوز فرصت کافی برای ارائهٔ تصویری کامل از شخصیت خود پیدا نکرده است.

سیاهنمایی یا سفیدنمایی قاجار؟
به گزارش عصر ایران، یکی از بحثهایی که ممکن است با تماشای قسمت نخست «سرخ و سیاه» مطرح شود، نحوهٔ بازنمایی دوران قاجار است. آنچه در قسمت نخست دیده میشود، بیشتر به روایت یک درام تاریخی در بستر مناسبات اجتماعی و سیاسی اواخر دورهٔ قاجار شباهت دارد تا تلاشی برای سفیدنمایی یا سیاهنمایی یک دورهٔ تاریخی. گردن زدن کولیها، غیرتهای بیجا، نگاه فرودست به زنان و این تصور که زن از قدرت تشخیص و تصمیمگیری مستقل برخوردار نیست، از جمله عناصری هستند که در جهان داستان به چشم میآیند.
این گزارش میافزاید که دیالوگها چندان با زبان رایج و ضربالمثلهای دورهٔ قاجار فاصلهٔ خود را حفظ نمیکنند و در برخی موقعیتها، زبان شخصیتها بیش از آنکه یادآور گفتار آن دوران باشد، به زبان امروزی نزدیک میشود. این مسئله میتواند از میزان باورپذیری تاریخی اثر بکاهد؛ هرچند باید میان زبان قابلفهم برای مخاطب امروز و بازسازی دقیق زبان تاریخی تفاوت قائل شد.

طراحی صحنه و لباس
طراحی صحنه و لباس در «سرخ و سیاه» از اغراق و زرقوبرق غیرضروری فاصله دارد. این انتخاب، بهویژه در بازنمایی زندگی طبقات مختلف اجتماعی، اهمیت پیدا میکند. جهان سریال تنها به خانهها و محافل اعیان محدود نمیشود، بلکه زندگی گروههایی را نیز به تصویر میکشد که از امکانات و جایگاه اجتماعی کمتری برخوردارند. نورپردازی دقیق و فضاسازی متناسب با موقعیتها نیز در ایجاد حالوهوای تاریخی مؤثر است.

قصهگویی؛ امتیاز اصلی قسمت نخست
«سرخ و سیاه» در نخستین قسمت خود، شروعی امیدوارکننده دارد. این سریال با اتکا به یک قصهٔ عاشقانه، به سراغ موضوعاتی چون اختلاف طبقاتی، استبداد، موقعیت زنان و زندگی گروههای بهحاشیهراندهشده میرود و میکوشد میان این عناصر پیوند برقرار کند. با این حال، قسمت نخست تنها نقطهٔ شروع است و هنوز نمیتوان دربارهٔ موفقیت کلی مجموعه قضاوت کرد. جذابیت اولیه باید در قسمتهای بعدی با گسترش شخصیتها، پیشرفت منطقی داستان و حفظ تعادل میان درام عاشقانه و زمینهٔ تاریخی همراه شود.
آنچه تاکنون دیدهایم، نشان میدهد که آیدا پناهنده برای شروع قصه، به پیچیدگیهای تصنعی، خردهپیرنگهای متعدد یا صرفاً نمایش چهرههای شناختهشده متکی نیست. او میداند که در قسمت نخست، مهمتر از هر چیز باید شخصیتها، جهان داستان و تعارض اصلی را به مخاطب معرفی کند و او را برای ادامهٔ روایت مشتاق نگه دارد.

💬 دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.