پرش به محتوا
سریال وایکینگ‌ها با ۹۳٪ امتیاز راتن تومیتوز و ۸۹ قسمت، یکی از تأثیرگذارترین درام‌های تاریخی دهه اخیر است که با مرگ راگنار در فصل چهارم، مسیر خود را به سمت افت کیفی و انحراف از واقعیت‌های تاریخی تغییر داد.

نقد و بررسی سریال وایکینگ ها

Vikings
شروع پخش: ۲۲ آذر ۷۷۰ پایان پخش: ۲۲ شهریور ۷۷۷ ۶ فصل — ۸۹ قسمت مدت هر قسمت: ۴۵ دقیقه
▶ مشاهده تریلر
نقد و بررسی سریال وایکینگ ها

خلاصه داستان

سریال وایکینگ‌ها داستان راگنار لودبروک، کشاورزی که به واسطه جاه‌طلبی و کنجکاوی به یکی از افسانه‌ای‌ترین فرمانروایان نروژ باستان تبدیل می‌شود، را روایت می‌کند. فصل‌های ابتدایی با تمرکز بر شخصیت راگنار و تقابل او با دنیای مسیحیت، به یکی از بهترین نمونه‌های درام تاریخی تبدیل شد. اما پس از حذف این شخصیت محوری، سریال با اتکا به پسران راگنار (به‌ویژه ایوار بی‌استخوان) تلاش کرد روایت را ادامه دهد؛ تلاشی که به زعم بسیاری از منتقدان و مخاطبان، نتوانست شکوه آغازین را بازگرداند.

نقد و بررسی سریال وایکینگ ها - تصویر مقاله


متن بازنویسی‌شده: تحلیل عمیق سریال

پاراگراف اول: نقطه اوج و سقوط

وایکینگ‌ها در سه فصل نخست خود موفق شد ترکیبی کم‌نظیر از درام خانوادگی، سیاست‌ورزی بدوی و اکشن خام ارائه دهد. تراویس فیمل با بازی خاص خود، راگناری ساخت که هم‌زمان وحشی، متفکر و آسیب‌پذیر بود. اما مرگ راگنار در فصل چهارم، نقطه عطفی شد که سریال هرگز نتوانست از آن عبور کند. اگرچه فصل ششم در سایت راتن تومیتوز امتیاز ۱۰۰٪ کسب کرد ، این امتیاز بیشتر بازتاب وفاداری طرفداران قدیمی بود تا کیفیت واقعی روایت. بررسی‌های کاربران در پلتفرم‌هایی مانند Plex و Metacritic نشان می‌دهد که بسیاری از بینندگان معتقدند سریال پس از فصل چهارم «تقریباً غیرقابل تماشا» شده است .

نقد و بررسی سریال وایکینگ ها - تصویر ۲

پاراگراف دوم: نقاط قوت ماندگار

آنچه وایکینگ‌ها را از سایر درام‌های تاریخی متمایز می‌کند، اصالت فضاسازی و پرداخت شخصیت‌های زنانه است. لاگرتا (کاترین وینیک) به یکی از نمادین‌ترین شخصیت‌های زن در تاریخ تلویزیون تبدیل شد؛ جنگجویی که هم‌زمان مادر، معشوقه و حاکم بود و مرگ او در فصل ششم، یکی از تأثیرگذارترین لحظات سریال را رقم زد . همچنین طراحی صحنه، لباس و موسیقی متن (ساخته ترور موریس) همچنان در سطحی بالا باقی ماند و فضای سرد و خشن اسکاندیناوی را به شکلی باورپذیر بازسازی کرد.

نقد و بررسی سریال وایکینگ ها - تصویر ۳

پاراگراف سوم: نقدهای اصلی بر فصل‌های پایانی

مشکل اصلی از جایی آغاز شد که سریال تصمیم گرفت بر پسران راگنار تمرکز کند. ایوار بی‌استخوان، با بازی الکس هوگ اندرسن، شخصیتی پیچیده و در عین حال قطبی‌کننده بود؛ ناتوانی جسمی او در تقابل با خشونت افسارگسیخته‌اش، پتانسیل دراماتیکی داشت که به عقیده بسیاری از منتقدان، هدر رفت. منتقدان به «بی‌نظمی روایی»، «شخصیت‌های جدید بدون انگیزه» و «تکیه بیش از حد بر شوک و پیچش داستانی به جای توسعه شخصیت» اشاره کرده‌اند . همچنین انحراف از وقایع تاریخی پس از مرگ راگنار تشدید شد و سریال به سمت فانتزی تاریخی حرکت کرد، امری که از دیدگاه منتقدان جدی، ضعف اصلی آن در مقایسه با آثاری مانند «آخرین پادشاهی» (The Last Kingdom) است .

نقد و بررسی سریال وایکینگ ها - تصویر ۴

پاراگراف پایانی: جمع‌بندی و چشم‌انداز

وایکینگ‌ها را می‌توان به دو نیمه تقسیم کرد: نیمه اول (فصل ۱ تا اواسط ۴) که در آن یک درام تاریخی منسجم با شخصیت‌پردازی قوی و روایتی جذاب ارائه شد، و نیمه دوم که با از دست دادن قهرمان اصلی، به تدریج در باتلاق تکرار و بی‌انسجامی فرو رفت. با این حال، حتی در ضعیف‌ترین فصل‌ها نیز جلوه‌های بصری و برخی لحظات احساسی (مانند مرگ لاگرتا و ایستادگی بیورن) مانع از آن می‌شود که سریال به طور کامل از یاد برود. برای مخاطب تازه‌کار، تماشای سه فصل نخست تجربه‌ای ارزشمند است؛ اما ادامه دادن تا انتها نیازمند صبر و پذیرش افت محسوس کیفیت است.

نقد و بررسی سریال وایکینگ ها - تصویر ۵


ابعاد مختلف موضوع

شخصیت‌پردازی: از راگنار تا ایوار

راگنار لودبروک شخصیتی بود که هم‌زمان وحشی و فیلسوف، پدر و فاتح، وفادار و خیانت‌کار بود. فیمل با بداهه‌پردازی‌های خاص خود (حرکات سر، خنده‌های عصبی) راگناری خلق کرد که به یادماندنی شد. در مقابل، ایوار بی‌استخوان به عنوان شخصیتی که قرار بود بار روایت را به دوش بکشد، بیشتر بر خشونت و دسیسه متکی بود تا عمق روانی. منتقدان اشاره کرده‌اند که سریال نتوانست خلأ ناشی از غیبت راگنار را با پرداخت عمیق‌تر پسرانش پر کند .

واقعیت تاریخی در برابر درام

مایکل هرست، سازنده سریال، همواره بر آزادی خلاقانه تأکید داشته است. با این حال، منتقدان تاریخی به انحرافات قابل توجه اشاره کرده‌اند: از جمله شخصیت‌پردازی رولو (برادر راگنار در سریال، اما در تاریخ شخصیتی جداگانه)، زمان‌بندی نادرست حملات، و ارائه تصویری بیش از حد اسطوره‌ای از آیین‌های نورس. در فصل‌های پایانی، این انحرافات تشدید شد و برخی منتقدان سریال را به «فانتزی با لباس وایکینگ» متهم کردند .

نقد و بررسی سریال وایکینگ ها - تصویر ۸

میراث بصری و موسیقی تروور موریس، به‌ویژه قطعه اصلی با سازهای بادی و کوبنده، به یکی از نمادهای سریال تبدیل شد. تصویربرداری از مناظر ایرلند و نروژ، همراه با طراحی تولید دقیق، فضایی ملموس از سده نهم میلادی ارائه داد. این عناصر بصری حتی در فصل‌های ضعیف‌تر نیز حفظ شد و مانع از سقوط کامل سریال در نظر منتقدان بصری شد.

نقد و بررسی سریال وایکینگ ها - تصویر ۹

جمع‌بندی و نکات کلیدی

  1. وایکینگ‌ها با ۸۹ قسمت و ۶ فصل، یکی از مهم‌ترین درام‌های تاریخی دهه ۲۰۱۰ است که میانگین امتیاز ۹۳٪ راتن تومیتوز را دارد.
  2. سه فصل نخست و نیمه اول فصل چهارم، بهترین بخش سریال هستند و شخصیت راگنار لودبروک محور جذابیت آن است.
  3. مرگ راگنار در فصل چهارم، نقطه شروع افت محسوس روایت و انسجام داستانی است.
  4. شخصیت لاگرتا (کاترین وینیک) یکی از بهترین شخصیت‌های زن در تاریخ سریال‌های تاریخی است و مرگ او در فصل ششم از نظر بصری و احساسی بسیار تأثیرگذار بود.
  5. متخصصان تاریخ دقت سریال را پایین ارزیابی می‌کنند (۴ از ۱۰) و به انحرافات قابل توجه در تاکتیک‌های جنگی، نقش زنان در نبرد و رویدادهای تاریخی اشاره دارند.
  6. فصل ششم اگرچه امتیاز ۱۰۰٪ راتن تومیتوز دارد، اما از نظر بسیاری از مخاطبان، ضعیف‌ترین فصل از نظر کیفیت روایی و انسجام است.
  7. برای مخاطب جدید، تماشای تا پایان فصل سه (یا اواسط فصل چهار) توصیه می‌شود؛ ادامه دادن اختیاری و همراه با انتظارات تعدیل‌شده است.
نقد و بررسی سریال وایکینگ ها - تصویر ۱۰

درباره مایکل هرست کارگردان سریال:

مایکل هرست ( Michael Hirst) فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده اهل انگلستان است.

از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته است، می‌توان به الیزابت، الیزابت: عصر طلایی، تودورها و وایکینگ‌ها اشاره نمود.

نقد و بررسی سریال وایکینگ ها - تصویر ۱۱

بهترین بازیگران سریال:

تراویس فیمل در نقش راگنار لودبروک:تراویس فیمل ( Travis Fimmel) (زادهٔ ۱۵ ژوئیهٔ ۱۹۷۹) هنرپیشه و مدل پیشین استرالیایی است. او را بیشتر به عنوان مدل سابق کلوین کلاین و برای ایفای نقش راگنار لودبروک در مجموعهٔ تلویزیونی وایکینگ‌ها که از شبکهٔ هیستوری پخش می‌شود، می‌شناسند. شخصیت راگنار لودبروک با هنرپیشگی تراویس فیمل در مجموعه وایکینگ‌ها تبدیل به یکی از به‌یادماندنی‌ترین شخصیت‌ها در تاریخ شبکه هیستوری آمریکا شد. هنرپیشگی فیمل در مجموعه وایکینگ‌ها تا حدی درخشان بود که شخصیت راگنار لودبروک را برای شبکه هیستوری به یک نماد تبدیل کرد. بازی او باعث شد مجموعه وایکینگ‌ها در جایگاه خاصی میان بینندگانِ سریال‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی جهان قرار گیرد.

نقد و بررسی سریال وایکینگ ها - تصویر ۱۲

کاترینا آنا وینیتسکا در نقش لاگرتا:

کاترینا آنا وینیتسکا ( Katerena Anna Vinitska) (زاده ۱۷ دسامبر ۱۹۷۷)، که بیشتر با نام کاترین وینیک شناخته می‌شود، یک بازیگر سینما و تلویزیون کانادایی است. او بیشتر به خاطر بازی در فیلم‌های سرگرمی، برپاخیزان جهنم: دنیای جهنمی، مهلت دو هفته‌ای، برج تاریک، قطبی، تیرانداز، استخوان‌ها، هنر سرقت، نگاهی به درون ذهن و همچنین ایفای نقش لاگرتا در مجموعه تلویزیونی وایکینگ‌ها شهرت دارد.

نقد و بررسی سریال وایکینگ ها - تصویر ۱۳

موسیقی:

موسیقی سریال وایکینگ‌ها یکی از عناصر هویت‌بخش آن است که ترکیبی غیرمعمول از الکترونیک مدرن، سازهای فولکلوریک نوردیک و ارکستر را ارائه می‌دهد. آهنگساز اصلی تروور موریس (Trevor Morris) بود، اما نقطه تمایز سریال، همکاری با گروه نروژی Wardruna و نوازنده آن اینار سلوویک (Einar Selvik) بود که بافت اصیل‌تری به موسیقی بخشید .

آهنگساز: تروور موریس

موسیقی متن: کارین دریر اندرشون

موسیقی آغاز: «اگر قلب داشتم»

نقد و بررسی سریال وایکینگ ها - تصویر ۱۴



💬 دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.

✍️ ارسال دیدگاه