وقتی نفرت، نشانه موفقیت است
در سریالهای ایرانی، بعضی از شخصیتهای منفی آنقدر خوب بازی شدهاند که مخاطب هنوز آنها را فراموش نکرده است. این شخصیتها نه قهرماناند و نه دوستداشتنی، اما عمق و اجرای درخشان بازیگرانشان باعث ماندگاریشان شده.

قباد؛ ضدقهرمانی که نمیشود از او متنفر بود
شهاب حسینی در «شهرزاد»، قباد را فقط یک شخصیت سیاه نکرد. گذشته تلخش، شانس بدش و تصمیمهای اشتباهش، او را به یکی از محبوبترین ضدقهرمانهای نمایش خانگی تبدیل کرد.
قباد خلاف میکند، اما مخاطب به جای تنفر، برایش دل میسوزاند.

فرشته؛ شیطانی با چهره معصوم
بهاره افشاری در «او یک فرشته بود»، نقش شیطانی را بازی کرد که در لباس یک زن معمولی پنهان شده. اجرای او چنان باورپذیر بود که بعضی مخاطبان واقعاً از شخصیت متنفر شدند؛ تا جایی که یک بار به ماشینش حمله کردند.
الیاس؛ ابلیس در لباس انسان
حامد کمیلی در «اغما» ابتدا چهرهای عرفانی و مثبت دارد، اما رفتهرفته مشخص میشود که او ابلیس است. بازی خونسرد و سردش، این شخصیت را به یکی از ترسناکترین نقشهای منفی تلویزیون تبدیل کرد.

قدرت؛ ظالم خودکامه
سیاوش طهمورث در «زیر تیغ» نقش عمویی بیرحم را بازی میکند که بعد از مرگ برادرش، به دنبال سلطه بر فرزندان اوست. بازی او به خوبی حس یک ظالم فریبکار را منتقل میکند.
کیانی؛ زالوصفتِ مظلومنما
پوریا شکیبایی در «برف بیصدا میبارد»، نقشی را بازی میکند که با مظلومنمایی وارد یک خانواده میشود و از درون آن را نابود میکند. همین ریاکاری است که او را به یکی از منفورترین شخصیتهای اخیر تبدیل کرده.

سمیرا؛ لیدی مکبث ایرانی
رعنا آزادیور در «زخم کاری»، سمیرا را به نسخه ایرانی «لیدی مکبث» تبدیل کرده. زنی جاهطلب که برای قدرت و انتقام، از هیچ کاری فروگذار نیست و حتی دستش به خون آلوده میشود.
ناتاشا؛ زنی که تلویزیون ایران ندیده بود
رویا نونهالی در «خواب و بیدار»، نقش یک قاچاقچی حرفهای و بیرحم را بازی کرد. در دورهای که شخصیتهای زن منفی به این شکل کم بودند، ناتاشا به یک تصویر ماندگار تبدیل شد.
چرا این نقشها میمانند؟
چون بازیگرانشان فقط «بد بودن» را بازی نکردند. آنها به شخصیتها انگیزه، گذشته و لایه دادند. نتیجه، ضدقهرمانهایی شدند که شاید منفورند، اما فراموشنشدنی.

💬 دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.