پشت زرق و برق بیلبوردها و جوایز باشکوه، واقعیت تاریکی در جریان است: وسواس رسیدن به نقش گاهی به قیمت از دست دادن سلامتی تمام میشود.
به گزارش سینماتک و به نقل از مووی مگ، برخی از سرشناسترین بازیگران سینما در جریان تعهد به نقش یا اصرار به ثبت صحنههای واقعی، آسیبهایی دیدند که تا پایان عمر گریبانگیرشان شد؛ از نشت مایع مغزینخاعی و نابودی متابولیسم گرفته تا از دست دادن دائمی بینایی و آسیبهای جبرانناپذیر ریوی.


نشت مایع نخاعی و سالها دردهای جانکاه: George Clooney در Syriana (2005)
جورج کلونی برای ایفای نقش مامور کهنهکار سیا، در مدت کوتاهی بیش از ۱۵ کیلوگرم وزن اضافه کرد. اما فاجعه اصلی در سکانس شکنجه رخ داد؛ جایی که صندلی او با خشونت به عقب پرتاب شد و سر و ستون فقراتش با شدت به زمین اصابت کرد.
ضربه باعث پارگی سختشامه (پوشش اطراف نخاع) و نشت مایع مغزینخاعی شد. کلونی ماهها در بیمارستان بستری بود و به دلیل سردردهای غیرقابلتحمل و دردهای وحشتناک ستون فقرات حتی به خودکشی فکر میکرد. با وجود چندین عمل جراحی پیچیده، او اعلام کرد که اثرات این آسیب عصبی و دردهای مزمن ستون فقرات تا پایان عمر با او باقی خواهد ماند.


نابود کردن غده فوقکلیوی با رژیم مرگبار: Matt Damon در Courage Under Fire (1996)
مت دیمون در آغاز جوانی برای بازی در نقش یک سرباز معتاد به مواد مخدر، تصمیمی جنونآمیز گرفت. او بدون مشورت با متخصص تغذیه یا پزشک، روزانه حدود ۲۰ کیلومتر میدوید و رژیم غذایی خود را فقط به یک سینه مرغ در روز محدود کرد تا بیش از ۲۳ کیلوگرم وزن کم کند.
این کاهش وزن شدید و ناگهانی به سیستم متابولیسم و غده فوقکلیوی (آدرنال) او آسیب دائمی زد. پزشکان پس از پایان فیلمبرداری به او هشدار دادند که بدنش در آستانه از کار افتادگی کامل قلبی بوده است. دیمون سالها مجبور بود برای جبران خسارت وارده به غدد درونریز خود، تحت درمان دارویی مداوم قرار بگیرد.


پارگی دائمی تارهای صوتی در کابوس صوتی: Linda Blair در The Exorcist (1973)
لیندا بلر در سن ۱۲ سالگی در فیلم «جن گیر» برای ثبت جیغها، نعرهها و واکنشهای تسخیر ریگان، تحت شدیدترین فشارهای فیزیکی قرار گرفت. در کنار بسته شدن به تسمههای حرکتی مکانیکی معیوب که مهرههای کمرش را به شدت مجروح و دچار اسکولیوز (انحراف ستون فقرات) مادامالعمر کرد، فشارهای صوتی فاجعه دیگری آفرید.
تکرار برداشتهای جیغهای هیستریک، تارهای صوتی این بازیگر نوجوان را دچار خونریزی و پارگی بافت پیوندی کرد. آسیب به حنجره او چنان عمیق بود که جنس صدای طبیعی او برای همیشه تغییر یافت و تا سالها با التهاب حنجره مزمن و دردهای مداوم کمر دستوپنجه نرم میکرد.


عفونت خونی کشنده در آبهای جزیره متروک: Tom Hanks در Cast Away (2000)
تولید فیلم برای کاهش وزن ۲۲ کیلوگرمی تام هنکس یک سال متوقف شد. هنگام بازگشت به جزیره فیجی، پای هنکس در اثر بریدگی ناشی از مرجانها و آبهای آلوده دچار یک خراش عمیق شد، اما او به بازی ادامه داد.
تنها دو هفته بعد، عفونت باکتریایی استافیلوکوک وارد جریان خون او شد و پای او به شدت متورم گشت. پزشک اورژانس پس از معاینه اعلام کرد او تنها یک ساعت با مسمومیت کامل خونی (سپسیس) و مرگ فاصله داشته است. هنکس پس از عمل جراحی اضطراری و بستری طولانی نجات یافت، اما اثرات این شوک فیزیکی و نوسانات شدید وزن، زمینهساز ابتلای قطعی او به بیماری دیابت نوع ۲ شد.


تخریب غیرقابلبازگشت متابولیسم بدن: Christian Bale در The Machinist (2004)
کریستین بیل برای به تصویر کشیدن بیخوابی شدید ترور رزنیک، رژیم غذایی خود را به یک قوطی تن ماهی و یک سیب در روز رساند و وزن خود را از ۸۳ کیلوگرم به ۵۴ کیلوگرم کاهش داد؛ افراطیترین تغییر وزن تاریخ سینما که استخوانهای قفسه سینهاش را کاملاً بیرون زد.
بیل بلافاصله پس از این فیلم مجبور شد برای بازی در نقش بتمن در Batman Begins بیش از ۴۵ کیلوگرم عضله و چربی اضافه کند. این جهشهای پیدرپی و غیرطبیعی، سیستم متابولیک، ضربان قلب و تنظیم انسولین بدن او را دچار اختلالات دائمی کرد، به طوری که پزشکان رسماً او را از ادامه چنین نوساناتی به دلیل خطر نارسایی ناگهانی ارگانها منع کردند.


کوری موقت و آسیب دائمی به شبکیه چشم: Malcolm McDowell در A Clockwork Orange (1971)
در سکانس مشهور شکنجه در فیلم «پرتقال کوکی» تکنیک لودویکو، چشمهای مالکوم مکداول به وسیله گیرههای فلزی جراحی واقعی باز نگه داشته شد تا او مجبور به تماشای تصاویر خشن روی پرده شود. علیرغم چکاندن قطرههای چشمی توسط پزشک، این آزمایش برای او فاجعهبار شد.
در جریان برداشتهای طولانی کوبریک، تیغه فلزی قرنیه چشم راست او را برید و خراش عمیقی روی سطح چشم ایجاد کرد که به کوری موقت مکداول انجامید. علیرغم ترمیم قرنیه پس از دورههای درمانی سنگین، حساسیت شدید چشم به نور، تاری دید مقطعی و ضعف ساختاری شبکیه چشم راست تا به امروز برای او باقی مانده است.


عفونت گوش داخلی و از دست دادن دائمی شنوایی: Halle Berry در The Call (2013)
هالی بری در جریان فیلمبرداری فیلم اکشن The Call، در یک سکانس درگیری شدید با یک بدلکار به زمین پرتاب شد و سرش با بتن سخت کف استودیو برخورد کرد که منجر به بیهوشی کامل و بستری اورژانسی او شد. اما آسیبهای فیزیکی مزمن او ریشه در گذشته نیز داشت.
او پیش از این نیز در پشت صحنه دچار ضربات شدید بدنی شده بود، اما این برخورد سخت باعث ایجاد ترومای شدید به ساختار ظریف گوش داخلی شد. این ترومای صدمهای، کاهش شنوایی حسیعصبی دائمی را به همراه داشت؛ آسیبی که بری بعدها تایید کرد باعث کاهش ۸۰ درصدی شنوایی در یکی از گوشهایش شده است.


پارگی بافتهای ریه و بیماری مزمن تنفسی: Buddy Ebsen در The Wizard of Oz (1939)
بادی ابسن در ابتدا برای بازی در نقش مرد حلبی در فیلم «جادوگر از» انتخاب شد. گریمورها پوست، دستها و صورت او را با گریم سنگین حاوی پودر آلومینیوم خالص پوشش دادند تا جلوهای فلزی پیدا کند، غافل از اینکه پودر آلومینیوم در هوا پخش و مستقیماً استنشاق میشد.
تنها ۹ روز پس از فیلمبرداری، ابسن به دلیل گرفتگی ریهها و تشنج تنفسی شدید در بیمارستان و در یک چادر اکسیژن بستری شد. ذرات آلومینیوم مجاری تنفسی او را مسموم و بخشهایی از ریهاش را تخریب کردند. او نقش را از دست داد و تا پایان عمرش با مشکلات حاد ریوی و بیماری تنفسی مزمن زندگی کرد.


سایش استخوانی و فلج نسبی حرکتی: Charlize Theron در Æon Flux (2005)
شارلیز ترون ترجیح داد اکثر حرکات آکروباتیک فیلم را خودش بدون بدلکار انجام دهد. در روز دهم فیلمبرداری در برلین، هنگام اجرای یک پشتک معلق به عقب، تعادلش به هم خورد و مستقیم روی گردن فرود آمد.
این فرود وحشتناک به شکستگی مهره گردن و پارگی دیسک در نزدیکی نخاع انجامید. ترون با شانس بسیار بالا از فلج کامل نخاعی نجات پیدا کرد، اما عملهای جراحی جوش دادن استخوان و آسیب به ریشههای عصبی باعث بیحسی دائمی در دست راست و دردهای مقطعی گردن شد که هنوز هم در تمرینات ورزشی و زندگی عادی او را آزار میدهد.

💬 دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.